محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

150

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

( و الموجبة على اللّه حقكم ) فرمانبردارى حق خداوند بر بندگانش و پاداش حق بنده بر خدايش است . تفاوت بين اين دو حق آن است كه فرمانبردارى بندگان به حكم عقل واجب و ضرورى است ؛ ولى پاداش بر فرمانبردارى را خدا خود بر خويشتن واجب ساخته است : « پروردگارتان رحمت را بر خود مقرر كرده . » « 1 » شيوه و منش او نعمت دادن و گرامى داشتن است و عفو و گذشت ، عادت هميشگى او است ؛ همان‌گونه كه امام زين العابدين عليه السّلام گفت : « منزه هستى تو ! كرم تو در برخورد با فرمانبرداران و نافرمايان چه روشن و آشكار است ! فرمانبردار را به سبب آن‌چه تو خود به او دادى ، سپاس مىگويى و به نافرمان در حالى مهلت مىدهى كه مىتوانى در كيفر او شتاب كنى . تو به هريك ، چيزى را مىدهى كه كه سزاوارش نيست و عملش شايسته آن نيست . » « 2 » ( و أن تستعينوا عليها باللّه ) اگر واقعا خواهان فرمانبردارى خدا هستى ، از خود او در اين امر يارى بگير و به زبان راستين بگو : « و توفيق من جز به [ يارى ] خدا نيست » « 3 » اين درخواست يارى نيز خود نوعى فرمانبردارى است . ( و تستعينوا بها على اللّه ) با يارى گرفتن از خدا ، از عذاب او برهيد و عافيت را طلب كنيد ؛ چه اين‌كه هيچ راهى براى رهايى جز با طاعت نيست . ( فإن التقوى في اليوم الحرز و الجنة و في غد الطريق إلى الجنة ) منظور از « اليوم » زندگى دنيا و منظور از « الغد » جهان آخرت است . واژه « الجنّة » به معناى سپر و

--> ( 1 ) . كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلى نَفْسِهِ انعام / 6 : 54 . ( 2 ) . صحيفه سجادية : دعاى 73 ، دعاى حضرت عليه السّلام در شكر . ( 3 ) . وَ ما تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ هود / 11 : 88 .